من و خودم

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود! یکی از همین غروب های سرد بارانی

دست خودم را می گیرم و می برم توی خیابان های شلوغ! و دوتایی با هم

قدم می زنیم! من و خودم تنها، میان این همه آدم!

کاش که این آدم ها نبینند ما را و بگذارند گم شویم در ازدحام رفت و آمدشان!

بگذارند میانشان تنها باشیم... خودمان باشیم و خودمان!

 

* شلوغی ها را دوست دارم به شرطی که کسی نبیند ما را! "من و خودم" را...!

 

[ پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392 ] [ 18:12 ] [ dream ]

[ ]

کم کم یاد میگیری...


کم کم یاد میگیری 

که حتی نور خورشید هم می‌سوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری 

باید باغ  خودت را پرورش دهی به جای اینکه 

منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.... 

یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی  

که محکم باشی پای هر خداحافظی 

یاد می‌گیری که خیلی می‌ارزی...........

می آموزی و می آموزی

با هر خدا حافظی یاد میگیری.................

"خورخه لوئیس بورخس"

[ چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392 ] [ 16:20 ] [ dream ]

[ ]

من به آمار زمین مشکوکم

اگر این سطح پر از آدمهاســـــــــــــــــــــت

پس چرا این همه دلها تنهاســـــــــــــــت؟

بیخودی می گویند هیچ کس تنها نیست

چه کسی تنهانیست؟ همه از هم دورند

همه در جمع ولی تنهاینـــــــــــــــــــــــــــــد

من که در تردیدم تو چطور؟

نکند هیچکسی اینجا نیســـــــــــــــــــــــــت!!!!!

[ چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391 ] [ 12:13 ] [ dream ]

[ ]

من از اینجا خواهم رفت!!!!!!
من از این‌جا خواهم رفت
و فرقی هم نمی‌کند
که فانوسی داشته باشم یا نه.....
کسی که می‌گریزد
از گم شدن نمی‌ترسد!!!!

شیوه درست راه رفتن را یاد بگیرید

[ چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391 ] [ 11:56 ] [ dream ]

[ ]

آب را گل نکنیم....

آب را گل نکنیم 
در فرودست انگار کفتری می خورد آب 
یا که در بشه ای دور سیره ای پر می شوید 
یا در آبادی کوزه ای پر می گردد 
آب را گل نکنیم 
شاید این آب روان می رود پای سپیداری تا فروشوید اندوه دلی.... 
دست درویشی شاید نان خشکیده فرو برده در آب 
رزن زیبایی آمده لب رود .... سهراب سپهری

 

[ پنجشنبه سوم اسفند 1391 ] [ 20:21 ] [ dream ]

[ ]

می اید ها
شب و روزت همه بیدار
که آید شاید،
کور شد دیده بر این
کوره ره شاید ها...
شاید ای دل
که مسیحا نفست
آمد و رفت،
باختی هستی خود 
بر سر می‌آید ها ....

 

[ شنبه بیست و هشتم بهمن 1391 ] [ 23:5 ] [ dream ]

[ ]

بگذار تا برود...
محبت زیادی، همیشه آدمها را خراب می کند!!!!!!!!!!!!!!!!!!

گاهی آدمها می روند

نه برای اینکه دلایل ماندنشان کم شده

بلکه به این دلیل که آنقدر کوچکند که

تحمل حجم بالای محبت تو را ندارند

او که رفتنی است، بگذار برود . . .



[ پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391 ] [ 18:40 ] [ dream ]

[ ]

پرم از.....
من پر از نورم وشن

و پر از دارو درخت.

پرم از راه

از پل

از رود 

از موج

پرم از سایه ی برگی در آب:

چه درونم تنهاست....

[ چهارشنبه هجدهم بهمن 1391 ] [ 10:29 ] [ dream ]

[ ]

هر کجا هستم باشم....
هر کجا هستم ، باشم،
آسمان مال من است.
پنجره، فکر ، هوا ، عشق ، زمین مال من است.
چه اهمیت دارد
گاه اگر می رویند
قارچهای غربت؟

[ سه شنبه دهم بهمن 1391 ] [ 11:36 ] [ dream ]

[ ]


آدمهای ساده را دوست دارم

همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند.

همان ها که برای همه لبخند دارند.

همان ها که همیشه هستند،

برای همه هستند.

آدمهای ساده را

باید مثل یک تابلوی نقاشی

ساعتها تماشا کرد؛

عمر شان کوتاه است.

بس که هر کسی از راه می رسد

یا ازشان سوء استفاده می کند یا زمینشان میزند

یا درس ساده نبودن بهشان می دهد.

آدم های ساده را دوست دارم.

بوی ناب “ آدم ” می دهند..


[ جمعه ششم بهمن 1391 ] [ 19:57 ] [ dream ]

[ ]

میان ماندن و نماندن

شعر و متن های عاشقانه و بسیار زیبا

فاصله تنها یک حرف ساده بود


از قول من

به باران بی امان بگو :

دل اگر دل باشد ،

آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد.....


[ جمعه ششم بهمن 1391 ] [ 19:51 ] [ dream ]

[ ]

کاش مردم هم دانه های دلشان پیدا بود!!!!!!


[ پنجشنبه پنجم بهمن 1391 ] [ 17:6 ] [ dream ]

[ ]

باز کن پنجره ها را که نسیم

روز میلاد اقاقی ها را

جشن می گیرد

و بهار

روی هر شاخه کنار هر برگ

شمع روشن کرده است

حالیا معجزه باران را باور کن

و سخاوت را در چشم چمنزار ببین

و محبت را در روح نسیم

که در این کوچه تنگ

با همین دست تهی

روز میلاد اقاقی ها را

جشن می گیرد

خاک جان یافته است!!

تو چرا سنگ شدی

تو چرا اینهمه دلتنگ شدی....

باز کن پنجره ها را

و بهاران را

بـــــــــــاور کـــن ....!!!



[ پنجشنبه پنجم بهمن 1391 ] [ 16:47 ] [ dream ]

[ ]

برخیز و باز کن در را!!!!
برخیز و باز کن در را

شاید آن بیرون

درختی٬ جنگلی باشد

یا باغی

یا شهری جادویی.

برخیز و باز کن در را

شاید سگی به در پنجه می کشد٬

شاید آنجا هم چهره ای

یا چشمی

یا تصویر توهمی باشد.

برخیز و باز کن در را

اگر مه باشد و دود

خود فرو می نشیند.

برخیز و باز کن در را

حتی اگر آنجا تنها

 تیک تاک تاریکی باشد

حتی اگر آنجا هیچ نباشد.

برخیز و باز کن در را

هر چه نباشد٬

نسیمی که خواهد بود....!


[ پنجشنبه پنجم بهمن 1391 ] [ 16:31 ] [ dream ]

[ ]

زیباترین حکمت دوستی ، به یاد هم بودن است

، نه در کنار هم بودن . .

اگر یک روز هیچ مشکلی سر راهم نبود

، میفهمم که راه را اشتباه رفته ام .

مهم بودن خوبه ولی خوب بودن خیلی مهم تره . .

انتخاب با توست ، میتوانی بگوئی :

صبح به خیر خدا جان

یا بگوئی : خدا به خیر کنه ، صبح شده ..

زندگی کتابی است پر ماجرا ،

هیچگاه آن را به خاطر یک ورقش دور نینداز . .

مثل ساحل آرام باش ، تا مثل دریا بی قرارت باشند . . .

جائی در پشت ذهنت به خاطر بسپار ،

که اثر انگشت خداوند بر همه چیز هست .

همیشه خواستنی ها داشتنی نیست

، همیشه داشتنی ها خواستنی نیست

فکر کردن به گذشته ، مانند دویدن به دنبال باد است . .

آدمی ساخته افکار خویش است

، همان خواهد شد که به آن می اندیشد .


امروز را برای ابراز احساس به عزیزانت غنمینت بشمار


شاید فردا احساس باشد اما عزیزی نباشد


اگر صخره و سنگ در مسیر رودخانه زندگی نباشد

صدای آب هرگز زیبا نخواهد شد

کسی را که امیدوار است هیچگاه نا امید نکن ،

شاید امید تنها دارائی او باشد . .


برای آنان که مفهوم پرواز را نمیفهمند ،

هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر میشوی


همیشه یادمان باشد که زندگی

پیمودن راهی برای رسیدن به خداست

و قدم هایمان باید طوری باشد که

حتی دانه کشی زیر پایمان له نشود


تاریک ترین ساعت شب درست

ساعات قبل از طلوع خورشید است

پس همیشه امید داشته باش


چه خوب می شد اگر ، اطلاعات را

با عقل اشتباه نمی گرفتیم و

عشق را با هوسhttp://worldbook.ir/wp-content/2010/05/life_10.jpg

و حقیقت را با واقعیت ..


[ پنجشنبه پنجم بهمن 1391 ] [ 16:9 ] [ dream ]

[ ]

چند تا نکته که....

چندتا نکته که شاید میدونستی !:

1) زمین پر از سنگ و خاک بی ارزشه،

 

ولی طلا هم داره. کمه، ولی هست!

دنیا هم پر از آدمهای بی ارزشه،

 

ولی خوب و با ارزش هم داره. کمه،

ولی هست! سعی کن طلا باشی.

 

اگه سنگ و خاک نباشن،

فکر کن کل دنیا طلا باشه!

 

پس، از وجود آدمهای بی ارزش نرنج.

اگه اونا نباشن ارزشت مشخص نمیشه.

و اگه فکر میکنی مزاحمت هستند و زندگیتو پوشوندن،

بدان که معدن طلا تو دل خاکه و روزی یکنفر کشفت میکنه.

ارزش طلا مشخص نمیشه.

3) اگه طلا هستی،

سعی کن طلایی هم باشی

و تو این زندگی بدرخشی.

چون طلایی که طلایی نباشه، طلا نیست!

[ پنجشنبه بیست و هشتم دی 1391 ] [ 20:0 ] [ dream ]

[ ]

زندگی باید کرد....

زندگي بايد کرد!گاه با يک گل سرخ،

گاه با يک دل تنگ،گاه بايد روييد در پي اين باران،

گاه بايد خنديد بر غمي بي پايان...............

[ پنجشنبه بیست و هشتم دی 1391 ] [ 19:27 ] [ dream ]

[ ]

اشکهایی را که وادار به ریختنشان شدم می بخشم

دردها ویاس ها را می بخشم

خیانت هاودوروغ ها را می بخشم

تهمت ها ودسیسه ها را می بخشم

نفرت وتعقیب و آزار را می بخشم


ضربه هایی را که مجروحم کرد می بخشم

رویاهای بربادرفته را می بخشم

امیدهای سقط شده در زهدان را می بخشم

عدوات وبدخواهی را می بخشم

خشم و بیرحمی را می بخشم

اهمال و سرزنش را می بخشم

جهان وتمام شر در آن را می بخشم

خودم را هم می بخشم.

باشد که تیره بختی های گذشته دیگر بر قلبم سنگینی نکند.

به جای درد و ندامت ,درک و شفقت را جایگزین می کنم.

به جای طغیان ,موسیقی ویولونم را انتخاب می کنم.

به جای سوگ ,فراموشی را انتخاب می کنم.

به جای انتقام ,پیروزی را انتخاب می کنم

قادر به عشق ورزیدن خواهم بود

فارغ از آنکه در پاسخ به من عشق ورزیده شود.

قادر به دادن ,وقتی هیچ ندارم.

قادر به شادمانه کار کردن ,حتی در میانه ی مشقات.

قادر به دراز کردن دستم ,حتی در اوج تنهایی وتنها ماندگی.

قادر به خشک کردن اشکهایم ,حتی هنگامی که هنوز می گریم.

قادر به باور داشتن ,حتی هنگامی که هیچ کس به من باور ندارد.....

«پائولو کوئلیو»

[ پنجشنبه بیست و هشتم دی 1391 ] [ 18:31 ] [ dream ]

[ ]

واژه ها را باید شست....
من نمی دانم که چرا می گویند : اسب حیوان نجیبی است کبوتر زیباست 
و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست 
گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد 

چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید 

واژه ها را باید شست ... سهراب سپهری


[ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 ] [ 16:45 ] [ dream ]

[ ]

تنهایی...
رفته بودم سر حوض

تا ببینم شاید، عکس تنهایی خود را در آب...

آب در حوض نبود

ماهیان می گفتند:

هیچ تقصیر درختان نیست

ظهر دم کرده تابستان بود

پسر روشن آب، لب پاشویه نشست

و عقاب خورشید، آمد اورا به هوا برد که برد.....

http://www.weare.ir/wp-content/uploads/2011/08/248574.jpg

[ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 ] [ 16:34 ] [ dream ]

[ ]

ساده است......

ساده است نوازش سگی ولگرد

شاهد آن بودن که

چگونه زیر غلتکی می‌رود

و گفتن که سگ من نبود

 

ساده است ستایش گلی ،

چیدنش ،

و از یاد بردن که گلدان را آب باید داد

ساده است بهره‌جویی از انسانی

دوست داشتنش بی‌احساس عشقی

او را به خود وانهادن

و گفتن که دیگر نمی‌شناسمش

 

ساده است لغزش‌های خود را شناختن ؛

با دیگران زیستن به حساب ایشان

و گفتن که من اینچنین‌ا‌م

 

ساده است که چگونه می‌زییم

باری

زیستن سخت ساده است

و پیچیده نیز هم ..................

 

[ چهارشنبه سیزدهم دی 1391 ] [ 10:37 ] [ dream ]

[ ]

نشانی


خانه دوست کجاست ؟ در فلق بود که پرسید سوار
آسمان مکثی کرد
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید
...و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت :
نرسیده به درخت
کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است
و در آن عشق به اندازه ی پرهای صداقت آبی است
می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ سر بدر می آرد
پس به سمت گل تنهایی می پیچی
دو قدم مانده به گل
پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی
و ترا ترسی شفاف فرا می گیرد
در صمیمیت سیال فضا خش خشی می شنوی
کودکی می بینی
رفته از کاج بلندی بالا جوجه بردارد از لانه نور
و از او می پرسی

خانه دوست کجاست؟

برای دیدن ادامه عکسها و خبر، روی این عکس کلیک کنید

سهراب سپهری

[ چهارشنبه یکم آذر 1391 ] [ 20:54 ] [ dream ]

[ ]

روز مبادا!!!

عمری است

لبخند های لاغر خود را

در دل ذخیره می کنم :

     باشد برای روز مبادا ! !


...وقتی تو نیستی

نه هست های ما

چونا نکه با یدند

نه با ید ها...

هر روز بی تو

روز مبا داست !

قیصر امین پور

[ پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391 ] [ 11:24 ] [ dream ]

[ ]

شاید بزرگترین مشکل ادما جمع کردن دکمه هاشونه...

[ پنجشنبه چهارم آبان 1391 ] [ 15:25 ] [ dream ]

[ ]

ای روز های نیامده....
خوبیم.....

خوشبختیم.....

اما کمی نگران

بی خیال امروز

به فردایی می اندیشیم

که هیچ شبیه آرزو های ما

از اب نخواهد آمد!

مااما دست بر نمیداریم

از خیالبافی

شاید ما تنها به همین رویاهاست

که خوبیم....

که خوشبختیم....

(زهرا خانی)

[ پنجشنبه بیستم مهر 1391 ] [ 20:18 ] [ dream ]

[ ]

.............

یک چای با طعم گس کودکیم برایم بریز مادر

من امروز آنقدر کوچک شده ام که

در آغوشت جای می گیرم

من هرگز کفشهای پاشنه بلندت را نمی پوشم.....

دیگه قصد بزرگ شدن ندارم

میخوام بعد از صبحانه

روی زانویت آرام بخوابم و تو

هرگز مرا از خواب بیدار نکنی.........

 

[ پنجشنبه بیستم مهر 1391 ] [ 19:55 ] [ dream ]

[ ]

رقص

برقص گویا هرگز کسی تو را نمی بیند


عاشق شو

گویا هرگز کسی دلت را نشکسته

وزندگی کن گویا بهشت اینجاست..

بهار

رقصنده ی اول است

با دامن شراب و قهقهه

مست که شدی

می بینی

...چهار رقصنده

با یک دامن می رقصند !

با جهان برقص ... با طنین صدای قلبت ...

پس آنگاه رها می شوی ...

چون ذره ای در آب، کوچک و ناچیز ...

نه برای دیکران،نه بخاطر چیزی...

برقص فقط بخاطر رقص

بخوان ، فقط برای آواز ؛

آن گاه سرتا پای زندگی‌ات ملکوتی می شود ،

و فقط در این حالت است که

همه چیز رنگ نیایش به خود می‌گیرد .

این گونه زیستن ، آزاد بودن است ....


[ پنجشنبه سیزدهم مهر 1391 ] [ 14:45 ] [ dream ]

[ ]

به کجا چنین شتابان؟؟؟؟!!!

[ پنجشنبه ششم مهر 1391 ] [ 15:48 ] [ dream ]

[ ]

کجای قصه گم شدی

كجاي قصه گم شدي

كه بعد اين همه سال

 

كلاغ ها

به خانه هايشان برگشتند

و تو

هنوز نيامدي.............

 

[ پنجشنبه ششم مهر 1391 ] [ 15:26 ] [ dream ]

[ ]

سکوت چاره ی توست..
زندگی در هزاران راه و کوره راههای خویش 

باز بن بست های نا آشکاری را آشکار می کند 

زمین راز زمان است 

وما در گذر زمان ، بازیچه اوییم 

راز تنهایی و بندگی راز مرگ است و زندگی 

با خود بگو :

چگونه می اندیشی !  که بر زمین حکم رانی می کنی 

سکوت کن 

سکوت 

سکوت چاره توست..

[ دوشنبه سوم مهر 1391 ] [ 16:31 ] [ dream ]

[ ]

       

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه